دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
82
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
فقهى به نام قاعدهء « فراش » است . مدارك اين قاعده در منابع شيعه و اهل سنت آمده است . علاوهء بر اين ، روايتهاى خاصى نيز وجود دارد كه مقصود را ثابت ، و مطلب را روشن مىكند . روايتها را مىتوان در چند دسته تقسيم و بيان كرد : دستهء اوّل : روايتهايى كه در باب « مساحقه » وارد شده است : سمعت أبا جعفر و أبا عبد اللّه عليهما السّلام يقولان ، بينا الحسن بن على عليهما السّلام في مجلس على أمير المؤمنين عليه السّلام إذ أقبل قوم ، فقالوا : يا أبا محمد ، أردنا أمير المؤمنين عليه السّلام ، قال : و ما حاجتكم ؟ قالوا : أردنا أن نسأله عن مسألة . قال : و ما هي تخبرونا بها . قالوا : إمرأة جامعها زوجها ، فلمّا قام عنها قامت بحموتها فوقعت على جارية بكر فساحقتها ، فألقت فيها ، فحملت ، فما تقول ؟ فقال الحسن عليه السّلام : إنّه يعمد إلى المرأة فيؤخذ منها مهر الجارية البكر في أوّل وهلة ؛ لأنّ الولد لا يخرج منا حتى تشقّ ، فتذهب عذرتها ثم ترجم المرأة لأنّها محصنة و ينتظر بالجارية حتى تضع ما في بطنها ، و يردّ إلى أبيه صاحب النطفة ثم يجلد الجارية الحدّ ؛ « 1 » هنگامى كه حسن بن على عليه السّلام در مجلس امير المؤمنين عليه السّلام بود ، عدهاى پيش او آمدند و عرض كردند : اى ابو محمد تصميم داريم بر امير المؤمنين عليه السّلام وارد شويم . امام حسن عليه السّلام فرمود : چه منظورى داريد ؟ گفتند : تصميم داريم از آن حضرت در مورد مسألهاى سؤال كنيم . گفت : چه چيزى مىخواهيد به ما بگوييد ؟ گفتند : زنى است كه شوهرش با او مجامعت كرده است و وقتى از او كناره گرفته ، زن خودش را بر كنيزى انداخته و با او مساحقه كرده است ، و آنچه در رحمش بوده ، به رحم آن زن منتقل شده . حال چه مىفرماييد ؟ امام حسن عليه السّلام فرمود : بايد اوّل به سراغ زن رفت ، و از او مهر جاريهء بكر را گرفت ، زيرا فرزند خارج نمىشود ، از شكمش مگر آنكه شكافته شود و بكارت او از بين برود . آنگاه زن رجم مىشود ، زيرا داراى شوهر بوده است ، و در مورد كنيز هم بايد صبر كرد ، تا وضع حمل كند ، و فرزند به پدرش يعنى صاحب نطفه برگردانده مىشود ، آنگاه جاريه نيز بايد حدّ بخورد . گروه دوم ، مجموعه روايتهايى هستند كه مىگويند فرزند به مولا ملحق مىشود اگرچه عزل كرده باشد . محدث عاملى در وسائل الشيعه بابى را به عنوان « باب أنّ ولد الأمة يلحق بالمولى إذا وطئها مع الشرايط و إن عزل عنها » گشوده است ؛ يكى از روايتهاى
--> ( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 18 ، ص 426 - 427 .